1,320 بازدید فضای عمومی شهری

 
  • فضای عمومی شهری
  • بازدید از فضای پروژه شما با وقت قبلی
  • طراحی و اجرای پروژه های مسکونی، اداری و تجاری

گروه معماری: برای برخی شهر مجموعه‌ای از خیابان‌ها، کوچه‌ها و ساختمان‌هاست، مجموعه‌ای عظیم که با ترافیک، اتومبیل و آسمان‌خراش تعریف می‌شود. در نظر عده دیگری، شهر مجموعه‌ای از عناصری است که سبکی از زندگی اجتماعی را منجر می‌شود. این تلقی به نقش انسان و زندگی در شهر اهمیت می‌دهد. پدیده‌هایی مانند فضاهای عمومی، پارک‌های عمومی و شهروندان هستند که مفهوم شهر را می‌رسانند. درحالی‌که مسئله گروه اول به رساندن سریع‌تر «ساکنان» از محل زندگی به محل کار است؛ سؤال اصلی در نظر این گروه این است که «شهروندان» در کجا دورهم جمع می‌شوند و پاسخ‌های مختلف آنها به مسائل مختلف شهری چگونه است و معیار موفقیت افزایش فضاهای عمومی و زندگی شایسته‌تر و باکیفیت‌تر مردم است.
فضای عمومی در ادبیات علوم اجتماعی مدرن و از جمله آن شهرسازی، نمودی یافته است که در دهه‌های پیش کمتر از آن نشانی بود. طراحان، برنامه‌ریزان و مدیران شهری با استناد به افزایش فضاهای عمومی نسبت به انسان‌گرایی و سرزندگی یک طرح قضاوت می‌کنند و طرح‌های جدید شهری بدون در نظر گرفتن فضاهای که شهروندان با یکدیگر به کنش بپردازند در واقع طرح‌هایی ماشینی و مشکل‌زا در نظر گرفته می‌شود.
فضای عمومی چیست؟
فضاها بیش از چیزی که از آن به‌عنوان مکان نام برده می‌شوند در واقع یک موقعیت و یک فضای خاص هستند. فضایی که وقایع تنها با حضور و تعامل افراد با محیط صورت می‌گیرد و از طریق این تعامل به فضا معنا می‌بخشند. از یک‌سو تمامی فعالیت­ هایی که در فضای عمومی شهر رخ می­ دهند بر کیفیت زندگی شهروندان تأثیرگذارند و از سوی دیگر وقوع این فعالیت ­ها در سطح شهر خود متأثر از ساختارها و کیفیت­ های اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، سیاسی موجود است. این فضاها با توجه به نوع فعالیت‌ها بار معنایی و موقعیتی ویژه‌ای را کسب می‌کنند، مثالی در مورد آن تفاوت بین بازار تهران و اطراف تئاتر شهر است. این دو فضای عمومی مهم تهران هر کدام دارای تاریخچه و سابقه‌ای دیرینه در زندگی اجتماعی شهروندان تهرانی هستند و هر کدام با توجه به فعالیت‌هایی که در آن صورت گرفته و می‌گیرد واجد بار تاریخی و اجتماعی می‌شوند که به آن فضا شخصیتی خاص می‌بخشد.
فضاهای اجتماعی در شهرسازی
بر حسب ضرورت و یا انتخاب فضاهای شهری به فضاها شخصی، عمومی و اجتماعی تقسیم می‌شود. فضاهای شخصی آن چیزی است که بیشتر در شهرسازی امروز ایران به رسمیت شناخته می‌شود. بسیاری از فضاها در حقوق ایران شخصی به‌حساب می‌آید و از آن جمله است نما و محدوده بیرون ساختمان و همه فضای بالایی توسط مالک قابل خریداری است. فضای خیابان، فروشگاه، مجتمع تجاری محیط عمومی خوانده می‌شود و مستلزم رعایت قوانینی است اما آن فضایی که موردنظر این نوشتار است همان محیطی است که مراودات اجتماعی در آن صورت می‌گیرد و با ترکیب فضای عمومی (Public sphere) از آن یاد می‌شود. بسیاری از فعالیت‌های روزمره انسانی البته در این فضا صورت نمی‌گیرد چرا که انسان به‌حکم اضطرار می‌بایست در شهر به فعالیت‌های زیستی و اقتصادی بپردازد، رفتن به محل کار و خریدهای روزانه از جمله این فعالیت‌هاست که نیازمند استفاده از خیابان به‌عنوان فضایی عمومی و نه اجتماعی است. چنین فعالیت­ هایی غالباً در تمامی طول سال و در شرایط زمانی، جوّی و محیطی گوناگون انجام می­گیرند. بسیاری از این فعالیت ­ها همچنین در فضاهایی بیرونی (خارجی) رخ می ­دهند.
فعالیت‌هایی نیز هستند که بنا به اشتیاق فرد صورت می‌گیرد، پیاده‌روی‌های روزانه و فعالیت‌های به قصد لذت و تفریح از جمله این فعالیت‌هاست. این فعالیت‌ها لزوماً گرچه فعالیت‌های اجتماعی هستند اما سازنده حوزه عمومی نیستند. حوزه عمومی نیازمند فعالیت‌های اجتماعی است که به‌صورت خود به خودی و فارغ از ساختارهای زمانی و برنامه‌ریزی‌های قبلی صورت بگیرد.

این فضا می‌تواند نسبتاً بزرگ باشد مانند ( محدوده پارک و تئاتر شهر تا تالار وحدت در تهران و یا بازار تهران) و یا اینکه در سطح محله صورت بگیرد مانند گفتگوهایی که در برخی از شوراهای محله صورت می‌‌گیرد؛ دیدارها و گپ­ و­گفت ­های محلی در این دسته قرار می گیرند. نکته مهم در ارتباط دوسویه بین وقوع فعالیت ها و حضور افراد در فضای عمومی است. از یک‌سو تمامی فعالیت­ هایی که در فضای عمومی شهر رخ می دهند بر کیفیت زندگی شهروندان تأثیرگذارند؛ از سوی دیگر وقوع این فعالیت­ ها در سطح شهر خود متأثر از ساختارها و کیفیت­ های محیطی است و میزان و نحوه وقوع این فعالیت­ ها در ارتباط مستقیم و تنگاتنگ با طراحی فضا قرار می­ گیرد. چنانچه طراحی مناسب و فضای مطلوب عامل محرک و مشوق در حضور افراد، تعاملات اجتماعی و گذران وقت در فضا خواهد بود، عدم مطلوبیت فضایی می­ تواند عاملی بازدارنده در استفاده از فضا و درنتیجه کاهش سرزندگی فضای عمومی شود.
از این تصویر مشخص است که شهرسازی امروز مشخصاٌ می‌باید برای تمام این فضاها برنامه‌ریزی کند چرا که زندگی شهری مجموعه‌ای درهم‌تنیده از همین فعالیت‌‌هاست. همین فعالیت‌ها به رفتار و ذهن شهروندان جهت می‌دهد. پیام ساختمان و تاسیسات

 

۷۰۰ متر مربع از سازه های مسلح شده و سبک در طراحی فضای سبز – کلمبیا

 

 


پل روی آب در هلند

 

 

ر

طراحی رمپ مکانیکی به صورت سیال در اسپانیا

 

طراحی گلخانه در سنگاپور – گلهای ابری

 

طراحی سینمای شناور بین آب و آسمان در تایلند

 

پل ۱۲۶ متری بر روی رودخانه با حفاظ شیشه ای در کانادا

 

طراحی پارک شهر در دانمارک

 

 

طراحی فضای بازی در محوطه موزه هنر سوئد

 

 

طراحی هنر چیدمان و اجرا در روسیه – جاده ای در پارک

 

 

طراحی پل گره خورده در سارایوو

به عقیده منتقدین شهر مدرن، فضاهای شهری عملکرد خود را به عنوان مکان هایی برای برقراری روابط اجتماعی از دست داده اند و در حقیقت مفهوم اجتماعی جای خود را به هم زیستی اجباری در شهر داده است. میدان سنتی که امکان شرکت عمومی افراد در تصمیم گیری های جمعی را میسر می ساخت، از میان رفته است. کانال های ارتباطی کنونی که قابل رؤیت نیستند، پدیده نا به جایی را به همراه داشته و بعد جدیدی به زنجیره زمانی فضایی شهر افزوده که نتیجه آن انزوای مردم و فعالیت های آن هاست. با وجود تکنولوژی پیشرفته و شیوه های ارتباطی و حمل و نقل نوین، افراد دیگر مستقیما با فضا ارتباط ندارند و مقیاس فضاها با مقیاس وسایط نقلیه آن ها درک می شود. امکانات روابط مستقیم افراد در حال کاهش است و اتوماسیون و فرآیندهای ارتباطات به افزایش انزوای افراد دامن می زند. عوامل مرتبط با تغییرات عمده در عملکرد فضاهای عمومی شهرها به شرح زیر قابل بیان هستند:

– وابستگی روزافزون به اتومبیل: و در نتیجه افزایش تقاضای پارکینگ ها، بزرگراه ها و معابر مخصوص اتومبیل نوع غالب فضاهای باز در شهر ما را این گونه رقم می زند. تحرک و ارتباطات بر فضاهای عمومی مسلط شده است و معنای فرهنگی و هدف انسانی از بین رفته است. خیابان مفهوم اجتماعی خود را از دست داده و به جای افراد پیاده، خودرو نظم و تحرک را جانشین تنوع و توان زندگی عمومی در شهرها کرده است.

– سیاست منطقه بندی و کاربری زمین پروژه های نوسازی شهری: پروژه های نوسازی در ساخت فضایی شهر به الگوهای اجتماعی پاسخ نمی دهند و بی توجه به روابط اجتماعی که به زیست جامعه شهری معنی می دهد، فضاهای شهری قدیمی و باارزش را از بین برده اند. منطقه بندی ( یا zoning ) باعث جدایی مناطق و در نتیجه جدایی فضای زندگی از فضای کار شده است. نظم عملکردها جایگزین نظم فضایی گردیده و اهمیت نظم فضایی در عملکردهای اجتماعی نادیده گرفته شده است. قوانین منطقه بندی و تقسیم بندی شهر به مناطق کوچک متجانس باعث از بین رفتن تنوع و حیات شهر شده است.

– عدم هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی در طراحی محیط های شهری عمومی: امروزه فضاهای جمعی جای خود را به عناصر خصوصی می دهند. در گذشته طراحی فضاهای عمومی در ارتباط با ساختمان های خصوصی انجام می گرفت، اما امروزه نهادهای دولتی و خصوصی بی ارتباط با هم اند و نتیجه آن پیدایش فضاهای شهری کنونی است. سرمایه گذاری در حفظ فضاهای عمومی کاهش پیدا کرده و فرم و ظاهر شهر نادیده گرفته شده است. در این خصوص باید تضاد میان منافع عمومی و خصوصی حل شود، تا بحران کنونی فضاهای شهری حل گردد یا حداقل کاهش پیدا کند.

– گرایش مدرنیست ها به فضای باز بیکران: معماران و شهرسازان معاصر متاثر از مدرنیسم، ابعاد انسانی و اصول سنتی را کنار گذاشته اند. ساختمان های مرتفع در فضایی وسیع و بدون شکل رها شده و فضای میان ساختمان ها به ندرت طراحی می شود. خیابان عملکرد تفریحی و اجتماعی خود را از دست داده و گرایش افراد به استفاده از فضاهای شهری سوق داده است. تأثیر نظریات مدرنیست ها بر ایجاد اشکال محض و عناصری چون نور، هوا، جریان باد و فضای پارک مانند و نامحصور، عامل مهمی در ایجاد ساختمان های منفرد امروزی گردید. ایشان تفسیر اجتماعی از فضا ندارند و فضاهای شهری عمومی تنها عملکردی مجزا در نظر گرفته می شود.

به عقیده “کریستین نورنبرگ شولتز” نابودی فضاهای شهری مشکلی است که به دنبال رد نیاز به ایمن سازی در فضای محصور عنوان شده است. از نظر فضایی واحدهای مسکونی جدید و محصور متراکم نبوده و از ساختمان های آزاد در فضاهای پارک مانند شکل یافته اند. خیابان ها و میدان ها مونتاژِی از واحدهای پراکنده اند که به قول “سیته” به صورت یک محصول ساخته شده و با مارک تجاری ” مدرن ” در همه جا تکرار می شوند.

منابع:

تحلیل کالبدی – فضایی میدان هفتم تیر، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته شهرسازی، تالیف پرویز مرادی زاویه، استاد راهنما دکتر غلام حسین مجتهد زاده، دانشگاه آزاد اسلامی ( واحد تهران مرکزی )، ۸۳-۱۳۸۲

محصول نهایی فرایند طراحی فضای شهری، منحصر به ارائه تعدادی نقشه یا پرسپکتیو نمی‌گردد یا به قول پیترهال تولید ترسیماتی خوب برای چسباندن روی دیوار نیست. آنچه نهایتاً از کل فرایند باید حاصل شود، نظام کنترل و هدایت فضای شهری مورد طراحی می‌باشد. در واقع نقشه‌ها و پرسپکتیوها بیان تصویری نظام کنترل و هدایت هستند و دلیلی ندارد آنچه به تصویر کشیده می‌شود، عیناً نیز اجرا گردد.

اهمیت نظام کنترل و هدایت طراحی فضای شهری از ماهیت خود طراحی شهری ناشی می‌شود. چرا که در طراحی فضای شهری، فضا در طول زمان و به تدریج دچار تغییر می‌شود و در دراز مدت، مطلوب نظر طراح را احراز می‌نماید. لذا اهمیت تغییرات فضای شهری در خلال زمان و با عنایت به ارگان های دخیل در آن، با ارائه یک طرح مقطعی امکان پذیر نمی‌باشد و نیاز به نظامی هست که بتوان ضمن تعیین یک چارچوب کلی، شرایط زمان را نیز ملحوظ داشت.

نظام کنترل و هدایت در طراحی فضاهای شهری کنونی ابزارهای متنوعی را در سطوح مختلف بکار می‌گیرد که اگر چه بر سر تعریف آنها توافق کاملی وجود ندارد، لکن می‌توان آن‌ها را در چهار گروه عمده از ارکان این نظام تحت عناوین چارچوب طراحی شهری (Framework)، رهنمود یا راهنمایی طراحی شهری (Guideline)، دستورالعمل طراحی شهری (Brief) و ضوابط طراحی شهری (Code) دسته بندی نمود.

چارچوب طراحی شهری بازخوردی از نحوه اجرای سیاست‌ها است که عمدتاً چشم اندازی از آینده طراحی بازخوردی از نحوه اجرای سیاست‌ها است که عمدتاً چشم اندازی از آینده طرح را به نمایش می‌گذارد و در واقع بازتابی از تمام اصولی است که شکل فیزیکی توسعه فضای شهری را در آینده رقم می‌زنند. چارچوب طراحی شهری چنانکه از عنوان آن و موقعیت مکانی تحقق سیاست‌ها را معلوم می‌کند و از میان ارکان نظام هدایت و کنترل کلی‌ترین و عینی‌ترین شکل راه حل است. چرا که برای ترسیم چشم انداز مورد بحث نیازمند بکارگیری ابزارهای بیان تصویری است اما از فرم تنها برای تجسم نظر طراح بهره می‌گیرد بدون آنکه تأکیدی بر آن داشته باشد.

در واقع استفاده از چارچوب برای طراحی فضاهای شهری گرچه لازم است اما لحاظ نمی‌باشد. زیرا معمولاً چارچوب طراحی شهری نحوه رسیدن به چشم انداز ترسیم شده معلوم نگردیده است. از این رو نیاز به راهنمای طراحی هست تا هدایت به سوی چارچوب تعیین شده را به عهده بگیرد. لذا اگر در نظام کیفیت و هدایت، چارچوب ابزاری برای کنترل اقدامات صورت گرفته یا در دست انجام با آینده نهایی طرح باشد. راهنمای طراحی، ابزار هدایت است و به همین لحاظ این دو لازم و ملزوم یکدیگر در رساندن طرح به سر منزل مقصود هستند. راهنمایی طراحی بیان می‌دارد که برای حرکت در چارچوب تعیین شده چه مواردی باید مورد توجه دقیق قرار گیرد و بصورت مشخص مورد مطالعه و طراحی قرار گیرد، اما خود مستقلاً طرح نهایی برای این موارد ارائه نمی‌دهد بلکه ارائه این طرح را به عهده دستورالعمل یا ضابطه واگذار می‌کند.

ضوابط در واقع تصمیم‌گیری نمی‌کنند اما به تصمیم گیرندگان کمک می‌کنند تا به ویژگی‌ها و کیفیاتی که برای ارزیابی یک پروژه ضروری است توجه خاص مبذول داشته و آنها را به طرح منتقل کنند. ضابطه، کوتاه‌ترین، صریح‌ترین و بدون تفسیر‌ترین عبارتی است که بایدها و نبایدها را در فضای شهری مورد طراحی مشخص می‌کند. مفهوم ضابطه به نوعی ناظر به آینده نیز هست چرا که این بایدها و نبایدها می‌بایست در دراز مدت مد نظر قرار گیرند. به همین خاطر مدت و دوام و پایداری ضوابط بستگی به میزان تطابق آنها با شرایط خاص متنوعی که در طول زمان با آن مواجه می‌شوند دارد.

برای مشاهده پروژه های انجام شده ، کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره رایگان با شماره های خانه دیزاین یا شماره همراه زیر تماس بگیرید:

شماره همراه: ۰۹۱۲۳۱۰۴۱۶۵

با تشکر – مهندس پناهی

tarahaneh.com

 

مطالب مرتبط :